گنج

شمارهٔ ۴۲

ای زیر مشق سر خط حسن تو افتابدر مشق با کشیدن زلف تو مشگ ناب
بس نقش خامه زیر و زبر گشت تا از آننقشی چنین ز دقت صانع شد انتخاب
عکست که ای کرده در آب ای محیط حسنمی‌بیندت مگر که دل و دارد اضطراب
در عالمی که رتبهٔ حسن از یگانگیستنه آینه است عکس پذیر از رخت نه آب
هیهات ما و عزم وصال محال توکان کار وهم و فعل خیالست و شغل خواب
تا شهسوار صبر سبکتر کند عنانبا ناز خویش گو که گران تر کند رکاب
از من نهفته مانده به بزم از حجاب عشقروئی که آن نهفته نمی‌گردد از نقاب
امروز ساقیا شده زاهد حجاب بزمبرخیز و می بیار که برخیزد این حجاب
بیتی شنو ز محتشم ای بت که بهتراستیک بیت عاشقانه ز بیتی پر از کتاب