گنج

شمارهٔ ۳۶۴

ای به من صدق و صفای تو دروغمهر من راست وفای تو دروغ
نالش غیر ز جور تو غلطبر زبانش گله‌های تو دروغ
چند گویم به هوس با دل خویشحرف تخفیف جفای تو دروغ
گوی چوگان هوس گشته رقیبسر فکنده است به پای تو دروغ
چند اصلاح جفای تو کنمچند گویم ز برای تو دروغ
وعدهٔ بوسه چه می‌فرمائیمی‌نماید ز ادای تو دروغ
سگت از شومی آمد شد غیرگفت صد ره به گدای تو دروغ
گوئی ای ابر حیا می‌بارداز در و بام سرای تو دروغ
راست گویم به هوس می‌گویدملک از بهر رضای تو دروغ
عاشق از بهر رضای تو عجبگر نگوید به خدای تو دروغ
محتشم این همه میگوئی و نیستبه زبان گله زای تو دروغ