گنج

شمارهٔ ۳۴۸

مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوصاهل حرمت همه محروم همین او مخصوص
با حریفی چو تو در بزم زبان بازی غیرچیست گر نیست نهان با تو پری رو مخصوص
تا زهم سلسله حسن نپاشد مگذارکه شود باد به آن زلف سمنبو مخصوص
گرنه در خلوت خاصت بد من می‌گویدروز و شب چیست به خاصان تو بدگو مخصوص
وه که گشتم ز تمنای خصوصیت توهمچو موئی و نگشتم به تو یک مو مخصوص
سوخت صد جان به خصوصیت خاصان تو غیرآه از آن دم که شود با تو جفاجو مخصوص
محتشم نیست قبولم که به صد قرن شویتو به آن دیر خصوصیت بدخو مخصوص