شمارهٔ ۲۹۱
تا شده ای گل به تو اغیار یاردر دلم افزون شده صد خار خار
ای بت چین جانی و جسم بتانپیش تو بیجان شده دیوار وار
زلف تو تاری به من اول نمودروز من آخر شد از آن تار تار
سوخت تن از سوز تو ای دل بر اورشحهای از دیدهٔ خون بار بار
تا بکی ای گلشن خوبی بودبلبل تو از غم گلزار زار
سرمه راحت مکش ای دل به چشمدیدهٔ پرآب از غم دلدار دار
محتشم از شرکت ناشاعراندارم از اندیشهٔ اشعار عار