شمارهٔ ۲۸۵
کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذسرشک من نگذارد مداد بر کاغذ
فرشته نیز گواهی نویسد اربیندبه قتل من خط آن حور زاد بر کاغذ
رقیب تا چه بد از من نوشته بود که یارز من نهفت چو چشمش فتاد بر کاغذ
محل نامه نوشتن مرا ز دغدغه کشتبه نام غیر قلم چون نهاد بر کاغذ
نوشت نامه به اغیار و این به ترکه نگاشتبه رمز نام خود از اتحاد بر کاغذ
نبود بس خط کلکش که مهر خاتم نیزنهاد از جهت اعتماد بر کاغذ
بیاد محتشمش لیک چون عنان جنبیدقلم ز دغدغهٔ او ستاد بر کاغذ