گنج

شمارهٔ ۱۵۵

ای تو مجموعهٔ شوخی و سراپای تو شوخجلوهٔ شوخ تو رعنا قد رعنای تو شوخ
همه اطوار تو دلکش همه اوضاع تو خوشهمه اعضای تو شیرین همه اجزای تو شوخ
سر حیرانی چشمم ز کسی پرس ای گلکافریدست چنین نرگس شهلای تو شوخ
فتنه در مملکت دل نکند دست درازبه میان ناید اگر از طرفی پای تو شوخ
جامهٔ ناز به قد دگران شد کوتاهخلعت حسن چو شد راست به بالای تو شوخ
نیست همتای تو امروز کسی در شوخیای همان گوهر یکتای تو همتای تو شوخ
محتشم بود ز ثابت قدمان در ره عشقبرد باری دلش از جا حرکت‌های تو شوخ