گنج

شمارهٔ ۷

در عین وصل جز من راضی به مرگ خود کیستصد رشک تا سبب نیست با خود درین صدد کیست
یاران مدد نمودند در صلح غیر با اواکنون کسی که در جنگ ما را کند مدد کیست
حرفی که گر بگویم گردد سیه زبانمجز خامه آن که با او گوید بشد و مد کیست
آن کس که کرده صد جا بدگوئی تو نیک استای بد ز نیک نشناس گر نیک اوست بد کیست
بر نقد عصمت خود بنگر خط خطا راآنگه ببین به نامت این سکه آن که زد کیست
جز من که غیرتم کرد راضی به دوری توآن کس که دور خواهد جان خود از جسد کیست
این وصل بی‌بها را من می‌دهم به هجرانیاران کسی که دارد بر محتشم حسد کیست