گنج

شمارهٔ ۵۹

برای خاطر غیرم به صد جفا کشتیببین برای که ای بی‌وفا کرا کشتی
بر آن دمی که دمیدی نهان بر آتش غیرچراغ انجمن افروز عشق ما کشتی
رقیب دامن پاکت گرفت و پاک نسوختدریغ و درد که زود آتش حیا کشتی
چو من هلاک شوم از طبیب شهر بپرسکه مرگ کشت مرا یا تو بی‌وفا کشتی
کسی ندیده که یک تن دو جا شود کشتهمرا تو آفت جان صد هزار جا کشتی
سرم ز کنگر غیرت بر اهل درد نمامرا چو بر در دروازه بلا کشتی
حریف درد تو شد محتشم به صد امیدتو بی‌مروتش از حسرت دوا کشتی