شمارهٔ ۲۱
روی ناشسته چو ماهش نگریدچشم بیسرمه سیاهش نگرید
بر سر سرو ملایم حرکاتجنبش پر کلاهش نگرید
نگهش با من و رویش با غیرغلط انداز نگاهش نگرید
مهر من گشته یکی صد ز خطشاثر مهر و گیاهش نگرید
شاه حسنش سپه آورده ز خطعالم آشوب سپاهش نگرید
عذرخواهی کندم بعد از قتلعذر بدتر ز گناهش نگرید
میرود غمزه زنان از کشتهپشتهها بر سر راهش نگرید
دود از چرخ برآورده دلماثر شعلهٔ آهش نگرید
محتشم کوه ستم راست ستونتن کاهیده چو کاهش نگرید