شمارهٔ ۲۰
شعلهٔ حسن تو بالاتر ازین میبایدبرق این شعله هویداتر ازین میباید
نیم بسمل شدهای فیض تمام از تو نیافتخنجر ناز تو بُرّاتر ازین میباید
طاق ابروی کجت طاقت من طاق نساختغرهٔ حسن تو غراتر ازین میباید
شعلهٔ نیم نظرهای توام پاک بسوختآری اسباب مهیاتر ازین میباید
من ز تقصیر تو رسوای دو عالم نشدمشهرهٔ عشق تو رسواتر ازین میباید
نیست کوتاه ز دامان تو دست همه کسپایه وصل تو بالاتر ازین میباید
با گدائی که حریص است به دریوزه وصلسگ کوی تو به غوغاتر ازین میباید
محتشم خواهی اگر دغدغهناکش سازیغزلی وسوسهفرماتر ازین میباید