شمارهٔ ۹۷ - در تهنیت جلوس مظفرالدین شاه و نیایش صدراعظم
به شاه باد مبارک، قبای سلطانیبه همت شه مردان، علی عمرانی
ابوالائمه، امام مبین، لسان اللهمبین حکم و معضلات فرقانی
به حکم آن که یدالله بود، توان گفتنکه هست عالم ایجاد را، علی بانی
به انبیاء همه زآدم گرفته تا خاتممدد رسید از او، آشکار و پنهانی
ابوالبشر چو از و علم یافت، گردیدندفرشتگان، بر او معترف به نادانی
زناخدایی الطاف او سفینه ی نوحزچار موج حوادث، نگشت طوفانی
نسیم عاطفتش بر خلیل چون به وزیدنمود آتش سوزان، او گلستانی
نموده اند زلعلش، مسیح و هارون وامیکی طریقه ی احیا، یکی سخندانی
به کوه طور، تجلی نمود چون روشنکلیم یافت رهایی، زتیه حیرانی
نظر به جانب یوسف چو داشت، روشن گشتبه لمس پیرهنش، چشم پیر کنعانی
چو موم در کف داود، نرم شد آهنزعون قوت بازوی او، به آسانی
زیمن بندگی او، شهنشه اسلامگرفت خاتم شاهی و یافت سلطانی
غلام شاه ولایت، مظفرالدین شاهکه ذات فرخ او آیتی است یزدانی
به پاکی گهر و خلق خوب و خلق نکوفرشته ای است عیان، در لباس انسانی
شهنشهی که پی کسب عز و جاه و شرفبه خاک درگه او، چرخ سوده پیشانی
زبیم گرگ ستم ایمنند گله ی خلقخدای تا که به او داده شغل چوپانی
اگر زدست و دل شه، نشانه ای خواهیببین به بحر محیط و به ابر نیسانی
ملک به حشمت و شوکت، دوم سلیمان استچنان که صدر فلک قدر آصف ثانی
ابوالصدور علی اصغر بن ابراهیمکه کاخ فضل و کرم راست همتش ثانی
به هر چه رأی نماید، ظفر رسد او رازدست حق، شه مردان علی عمرانی
ز وصف خاتم شه شد جهان مسخر مننداشت فیض چنین خاتم سلیمانی
به میمنت شه اعلی جلوس کرده نگاهخور سماوی سال جلوس شه دانی
به دست و تارک او جاودان و فرخ بادنگین سلطنت وافر جهانبانی
گرفت روی زمین را «محیط» تا گردیدلالی سخنش، شمع بزم خاقانی