گنج

شمارهٔ ۹۸ - در مدح سلطان مغفور ناصرالدین شاه

قافیه: واست۹ بیت
نوبهار آمد و باد سحری غالیه‌بوستگاه طرف چمن و سایهٔ بید و لب جوست
خیز تا بهر تفرّج سوی گلزار رویمکه صبا غالیه‌افشان و زمین غالیه‌بوست
مشک‌بو از چه سبب شد نفس باد بهارمگر این مونس جان همدم آن حلقهٔ موست
در رُخش پرتو خورشید بود سایه‌فکنچشم بد دور ز بس دلبر من آینه‌روست
روز عید است و مرا از کرم شاه جهانیار در منظر و گل در بر صهبا به سبوست
بر شهنشاه جهان سایهٔ یزدان نوروزباد فرخنده و بر هرکه ز جان بندهٔ اوست
ناصرالدین شه قاجار خداوند ملوککه نکومقدم و والاهمم و نیکوخوست
ابدالدّهر بماناد که در دولت اوهرکه را می‌نگرم وضع خوش و حال نکوست
تا به فیروزی بر تخت شهی کرده جلوسساحت ملک ز یُمن قدمش چون مینوست