شمارهٔ ۹۵ - مزیّن به منقبت عین الله الخالق حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام
ای آفتاب از مه روی تو آیتیتاریک شب ز ظلمت مویت کنایتی
جز پیر میفروش پی دفع درد و غماز هیچ کس به عمر ندیدم کفایتی
سرو چمن ز قامت دلجوت جلوهایآب خضر ز لعل لبانت کنایتی
در هر سری ز سنگ جفایت نشانهایدر هر دلی ز آتش عشقت سرایتی
شاهی تو را سزد که توانی بنا، گرفتهر دم به یک اشاره ابرو ولایتی
در فوج دلبران که به نصرت مُسلّمندفرخندهتر ز سرو قدت نیست رایتی
بپْذیر پند من که شنیدم ز کاملیوز این صحیحتر نشنیدم روایتی
مشکن دل کسی که به اجماع عقل و نقلنبْود به هیچ کیش، بتر زین جنایتی
غیر از علیّ و آل، نباشد «محیط» رااز کس امید لطفی و چشم عنایتی