گنج

شمارهٔ ۸۰ - و له ایضاً علیه الرَّحمَةِ و الغُفران

خاطر از زلف تو امروز، پریشان کردمدیده از فرقت رخسار تو گریان کردم
شکرلله که به یمن شرف دولت عشقخویش را مالک صد ملک سلیمان کردم
تا مرا سلطنت فقر، به پوشید لباسمن تن خود، به تمنای تو عریان کردم