شمارهٔ ۶۱ - مختوم به مدح خانواده ی عصمت و طهارت علیه السلام
عجب مدار اگر وضع عالم است پریشکه یار کرده پریشان شکنج طُرّه ی خویش
مکن به حلقه ی گیسوی او گذار، ای دلکه هر که یافت در آن پرده راه، گشت پریش
به جد و جهد گشودم گره زطره ی دوستبه سعی خویش نمودم پریش، حالت خویش
نخست گام، نمودم وداع هستی خودطریق پرخطر عشق چون گرفتم، پیش
به جز لبم که زلعل تو یافت بهبودیشنیده ای زنمک به شود، جراحت ریش؟
گذشت در غم هجران، زمان عمر و هنوزامید وصل تو دارد، دل محال اندیش
ز رنج و راحت دوران غمین و شاد مباشکه نیستی است سرانجام هر دو، ای درویش
به جد و جهد نخواهد شدن، میسر نوشزخوان غیب تو را، چون نصیب آمده نیش
ولای احمد و آل است کیش ما یا رببدار باقی ما را، برین شریعت و کیش
طریق صدق و ارادت گرفته پیش «محیط»امید هست کزین ره رسد به مقصد خویش