شمارهٔ ۵۱ - در میلاد سعادت بنیاد امام زمان علیه السلام
نوبهار فرّخ آمد، نوبت بستان بودنوبت بوستان و گاه سیر سروستان بود
ساحت گیتی عبیر آگین چو صحرای ختنچون شمیم زلف جانان باد مشک افشان بود
هرطرف بینی نظر بر لاله و گل اوفتدهرکجا پویی گذر بر سنبل و ریحان بود
گریه ی ابر بهاری باغ را خندان کندابر می گرید از آن رو بوستان خندان بود
بر دمید از خاک ساده لاله های رنگ رنگرشحه ی از کلک صنع ایزد سبحان بود
می رسد از درگه سلطان دین باد بهارکز شمیم او عبیر آگین مشام جان بود
نیمه ی شعبان بود عیدالتجلی و الظهورزان که میلاد سعیدش نیمه ی شعبان بود
شمس گردون ولایت، نور پاک ذوالجلالکز فروغ وی منور، عالم امکان بود
شهسوار عرش خرگه، حاکم رد قبولکه آسمانش گوی آسا، در خم چوگان بود
چون خرد در جسم و جان در جسم و بینش در بصرپسش چشم سر عیان وز چشم سر پنهان بود
گرچه مستغنی است از برهان وجود اقدسششاهد بودش، بقای عالم امکان بود
می نیارم مدحتش گفتن که در توصیف اونطق الکن، عقل درمانده، خرد حیران بود
عجز من در وصف ذات او دلیل معرفتدعوی عرفان ذاتش، شاهد نقصان بود
قائم آل محمد مهدی موعود، آنکاز نژاد عسکری و جانشین، آن بود
حجت پاینده ی حق، قائم آل رسولآن که او را ماسوی الله، بنده ی فرمان بود
رشحه ای ز ابر عطایش، نعمت خوان وجودپایه ای از قصر قدرش، گنبد گردان بود
عدل او میزان حق است و ولای او صراطمهر او خلد برین و خشم وی نیران بود
می شود گاه قیام او قیامت آشکارایمنی آن را بود آن دم که با ایمان بود
بی رضای او ندارد طاعت جاوید، سودبا ولای او چه باک از کثرت عصیان بود
نیک بخت آن کس که در دیوان محشر چون «محیط»مدح شاهنشاه دینش زینت دیوان بود