گنج

شمارهٔ ۵۰ - در نیایش حضرت امیرالمؤمنین و امام المتقین علیه السلام

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: لنبود۱۷ بیت
مه من هر که تو را ناظر و مایل نبودهیچش از دیده و دل بهره و حاصل نبود
آدمیزاده نه از خیل بهائم باشدحیوانی که به دیدار تو مایل نبود
هست چون حلقه ی گیسوی تو هر سلسله یتیره بخت آن که گرفتار سلاسل نبود
درگذر از تن خاکی که میان تو و یارغیر این گرد برانگیخته حائل نبود
چون زخود دور شوی در بر جانانه رسیحاجت قطع ره و طی منازل نبود
رهروی را که بود قائد توفیق، دلیلجز سرکوی تواش مقصد و منزل نبود
برکنم دیده گرش غیر تو منظور بوددل بر آتش فکنم گر به تو مایل نبود
نه همین غرقه ی احسان تو من باشم و بسلطف عام تو که را که آفل و شامل نبود
دست می داد مرا کاش زجان خوبتریزان که جان از پی تقدیم تو قابل نبود
هرکه شد غرقه ی دریای محبت، امیدکه دگر باره کشد رخت به ساحل نبود
حل هر عقده ی مشکل ز ولی الله خواهغیر او کافی و حلال مشاکل نبود
دست حق ضارب خندق که به یک ضربت اوطاعت جن و بشر جمله مقابل نبود
یا علی گرچه مرا عقده بسی در کار استحل آن با مدد لطف تو مشکل نبود
روز محشر که دل کوه، بلرزد زنهیببا تولای توام، دل متزلزل نبود
شاه پیوسته چه آگاه و کریم است «محیط»بیم محرومی و ناکامی سائل نبود
ابلهی را که به سر شور پری رویان نیستبه جنون وصف کن ای خواجه که عاقل نبود
مقبلی را که به شمشیر تو گردد مقتولدیتی خوبتر از دیدن قاتل نبود