گنج

شمارهٔ ۲۴ - در نعت وجود مقدس خاتم النبیّین صلی الله علیه و آله و سلم

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: باست۲۵ بیت
اول صبح دوم، آخر دوران شب استهله عید آمد و روزی خوش و وقتی عجب است
هر که را می نگری سرخوش صهبای سرورهر کجا می گذری بزم نشاط و طرب است
آید از هر شجری صوت انا الله در گوشچشم دل بازنما گاه تجلی رب است
همه سکّان سماوات هم آواز شدهزهق الباطل و جاء الحقشان ورد لب است
گشت مولود چنین روز مهین فرزندیکه وجودش سبب خلقت هر أمّ و أب است
قائل کُنتُ نبیاً که مبارک ذاتشخلقت آدم و ذریه ی او را سبب است
سید خیل رسل ختم نبیین احمدشه لولاک محمد که امینش لقب است
حجة الله علی الخلق نبی الرحمهمصطفی کز همه ی کون و مکان منتخب است
شیبة الحمد بُدش جدّ و پدر عبداللهمادرش آمنه و آمنه بنت وهب است
هفدهم روز مبارک ز ربیع الاولمولدش مکه در آنجای که نامش شعب است
تافت هنگام ولادت ز جبینش نوریکه فروغ مه و خورشید از آن مُکتسب است
از حرم یک سره با پای خود اصنام شدندگه میلادش، این واقعه بس بوالعجب است
هجرتش سیزدهم سال ز بعثت بشماربعثتش هفتم عشرین ز ماه رجب است
معجز ثابته ی باقیه ی او، قرآنآن کلام الله مُنزل، به لسان عرب است
زو عجب نبود، شق القمر و ردّ الشمسکآسمان هاش چوگویی، به کف از لطف رب است
شب معراجش سابع عشر شهر صیامبلکه همواره به هر سال و مه و روز و شب است
دین او ناسخ ادیان تمامی رسلذات او از همه برتر به عُلو و حسب است
منظر تابع او روضه ی فردوس برینمنزل عاصی او ناراً ذات لهب است
نتوان گفت قدیمش که قدیم ازلیذات بی چون خداوند بری از نسب است
حادثش هم نتوان خواند که حادث خواندنایزدی ذات ورا دور ز رسم ادب است
فیض پاینده ی حق باشد و حادث خواندنفیض پاینده ی حق را نه طریق ادب است
صِهر و ابن عم و اول وصی او است علیکز نهیبش به تن و جان عدو تاب و تب است
به نبی و علی و آل تولا کردنمایه ی أمن و امان دافع رنج و تعب است
شرف از مدحتشان یافته تا نظم «محیط»قدسیان را زپی کسب شرف ورد لب است
باد بر آن نبی رحمت و آلش صلواتتا بود نخل ثمرآور و بارش رطب است