شمارهٔ ۷ - ایضاً فی رثائه علیه السلام عن لسان امه
دل ناتوان لیلی ز غم تو میگدازدچکند اگر نسوزد چکند اگر نسازد
تو سوار روی نی مادر دل کبابت از پینه عجب اگر که در پای نی تو سر ببازد
تو اگرچه سر بلندی نظری بزیر پا کنکه نظر بزیردستان به بزرگ می برازد
تو همای دولتی سایه فکن بر این ضعیفانکه بزیر سایه ات سرو بلند سر فرازد
تو سوار یکه تازی به پیادگان مداراکه پیاده را نشاید ز پی سواره تازد
من اگر ز غم بمیرم ز سرت نظر نگیرمکه بچون تو نازنینی دل عالمی ببازد
چه شود اگر نوازش کنی از نیازمندانچه نی تو بند بندم ز غم تو مینوازد