گنج

شمارهٔ ۷۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: اید۸ بیت
تجلی کرد یارم تا که گیتی را بیارایدولی چون نیک دیدم خویشتن را خواست بنماید
به جز آیینه رویش نبیند روی نیکویشکه آن زیبنده صورت را جز این معنی نمی‌شاید
کدامین دیده را یارا که بیند آن دلاراجمال یار را دیدن به چشم یار می‌باید
از آن زلف خم اندر خم بود کار جهان در هممگر مشاطۀ باد صبا زان طره بگشاید
گر آن هندوی عنبرسا مسلمان را کند ترساعجب نبود که بر اسلامش ایمانی بیفزاید
تعالی زان قد و بالا که زیر سایۀ سروشبسی سرهای بی‌سامان بیاراید بیاساید
نیابد آبرو رویی که بر خاک رهش نبودندارد سروری آن سر که بر آن در نمی‌ساید
بیا تا جان سپارد مفتقر جانا به آسانیکه بی‌دیدار جانان جان من بر لب نمی‌آید