گنج

شمارهٔ ۶۹

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ازد۷ بیت
آن یار لاله رو گر ما را نمی نوازدسهلست، از چه ما را چون شمع می گدازد
دل آب شد ز هجرش دیگر چسان بسوزدامید وصل او نیست تا با غمش بسازد
عمریست در نیازم در پای سرو نازمتا کی نیاز آرم تا چند او بنازد
غیر از نیازمندی از بندان نشایدجانا تو نازنینی ناز از تو می برازد
ای یکه تاز میدان در عرصۀ ملاحتآهسته تا که عاش جان در رهت ببازد
ترسم ز گرد راهت هم کس نشان نیابدور چون سمند گردون اندر پیت بتازد
گر مفتقر دهد جان در پای نازنینتسر تا به اوج کیوان از شوق بر فرازد