گنج

شمارهٔ ۳۵

قافیه: فت۷ بیت
آن دل که ز عشق چه غنچه شکفتهر نکته که گفت ز حسن تو گفت
بیدار غمت از صبح ازلتا شام ابد یک لحظه نخفت
گوش دل هر هوشیار دلیهر نغمه شنفت هم از تو شنفت
مژگان من دلرفته ز دستجز خاک ره کوی تو نرفت
از اشک و سرشک روان دلمپیداست حقیقت راز نهفت
آندل که نگشته ز طاقت طاقحاشا که بود با عشق تو جفت
این غم که نصیب مفتقر استهرگز ندهد از دست به مفت