گنج

شمارهٔ ۱۸

قافیه: اکرد۸ بیت
یار آنچه بسینۀ سینا کردبا این دل سوختۀ ما کرد
قربان فروغ رخش که مرانابود چه طور تجلی کرد
سیلاب غمش از چشمۀ دلاشک مژه ام را دریا کرد
بر زخم دلم افشاند نمکشرری بملاحت برپا کرد
گر برد توانائی ز تنمدل را صد باره توانا کرد
از عشق مرا ز خضیض ثریبرتر از اوج ثریا کرد
صد شکر که طوطی طبع مرااز نغمۀ عشق شکرخا کرد
آن سود که مفتقر از تو نمودجان را با جانان سودا کرد