گنج

شمارهٔ ۱۱۵

قافیه: التو۱۱ بیت
صورت شاهد ازل جلوه گر از جمال تومعنی حسن لم یزل در خور خط و خال تو
جام جهان نمای جم ساغر درد نوش توطلعت لیلی قدم آینۀ مثال تو
کوکب دری فلک شمع در سرای توسرمۀ دیدۀ ملک خاک ره نعال تو
عرصۀ فرش ساحت گوشه نشین گدای توقبۀ عرش حلقۀ منطقۀ جلال تو
دفتر علم و معرفت نسخۀ حکمت و ادبنقطۀ مهملی است در دائرۀ کمال تو
ماه دو هفته بندۀ حسن یگانه روی توپیر خرد به معرفت کودک خردسال تو
رفرف عقل پیر اگر از سر سدره بگذردباز نمی رسد به اول قدم خیال تو
نخلۀ طور اگر گهی دم زند انا اللهیداد سماع می دهد مطرب خوش مقال تو
گلشن جان نمی دهد چون تو گلی دگر نشانخلد جنان نپرورد سرو به اعتدال تو
خضر اگرچه زندگی ز آب حیات یافتهباز کند دوندگی در طلب زلال تو
ای به فدای ناز تو وان دل دلنواز توسوخت ز سوز ساز تو مفتقر نوال تو