گنج

شمارهٔ ۵

۵ بیت
سوز غم تو کرد قضا سرنوشت ماای در غم تو شعله آتش بهشت ما
این ابر ناوک تو همانابه سینه داشتکالماس جای سبزه بر آمد ز کشت ما
دوزخ به پشت گرمی ایام هجر توخویشی گرفت با گل و آب سرشت ما
زاهد به عشق کوش که محراب صومعهافتد به سجده پیش زمین کنشت ما
اشراق بوی باده ملائک برد ز هوشجائی اگر نهند بنائی ز خشت ما