شمارهٔ ۷۰
ترا با کس هوای همدمی نیستپری را الفتی با آدمی نیست
دلا سرگرم باش از ساغر غمکه مستی در شراب بیغمی نیست
مگر اعجاز دارد ساغر عشقکه از دریاکشان می را کمی نیست
مگو ای دل غم خود با خیالشکه بر کس اعتماد محرمی نیست
گلی کز تربت میلی زند سردرو چون غنچه دل، خرمی نیست