گنج

شمارهٔ ۳۰

۵ بیت
شهید عشق تو بیند چو دود آه مرادر آفتاب قیامت شود پناه مرا
ازو اگر نکنم شکوه، منفعل گردمکه باز می‌رود آزرده بی‌گناه مرا
مرا مگو که نیفتاده‌ای هنوز از پاکه اضطراب طلب می‌برد به راه مرا
به روز حشر زمن شرمسار خواهد بوددرین غمم که چرا کشته بی‌گناه مرا
هزار بار چو میلی گرم برنجانیبس است نیم نگاه تو عذرخواه مرا