شمارهٔ ۲۷۸
امشب دگر کجایی و دلجوی کیستیدر خانه کهایّ و به پهلوی کیستی
بهر تو مانده بر سر زانو هزار سرتا سر نهاده بر سر زانوی کیستی
از حسرت نظارگیان باخبر نهایتا چشم بر اشارت ابروی کیستی
با این بهانهجویی و تندیّ و سرکشیاسباب حسرت دل بدخوی کیستی
میلی که بود طوطی طبع تو بیزباندر گفتوگوی، ز آینهٔ روی کیستی