گنج

شمارهٔ ۲۳

۶ بیت
خوش آنکه بپرسی دل دیوانه ما راآباد کنی گوشه ویرانه ما را
با آنکه بپرسیدن ما آمده، مردیمکآیا زکه پرسیده ره خانه ما را
با غیر نشینی و فرستی ز پی ماآن کس که نداند ره کاشانه ما را
آن شاخ گل از خنده فزون ساخت به مجلسشرمندگی گوشه ویرانه ما را
از بس که شود باعث نومیدی عشاقخواهم که کسی نشنود افسانه ما را
میلی به جنون شهره چنانیم، که طفلانپرسند ز مردم ره کاشانه ما را