گنج

شمارهٔ ۱۵۵

۷ بیت
کدام شاه چنین کینه‌خواه می‌آیدکه بوی فتنه ز گرد سپاه می‌آید
زمانه ساخته پامال، خاکساران راکه شهسوار من از گرد راه می‌آید
به هر طرف که نگه می‌کند، خدنگ بلابه صد هزار دل بی‌گناه می‌آید
کمان ناز به بازو، کمند فتنه به دستعنان فکنده سوی صیدگاه می‌آید
به ناامیدی آن غمزه‌ام مکش که دلمبه پای تیغ تو از یک نگاه می‌آید
غم تو بس که زد آتش به خرمن دلهاهزار جان به‌نظر دود آه می‌آید
خیال روی تو خرسند کرد میلی راچنانکه بر سر ره گاه‌گاه می‌آید