گنج

شمارهٔ ۱۳۴

۵ بیت
بعد عمری که دمی یار من زار شودپرده شرم مرا مانع دیدار شود
شمع من! منع من از آه شرربار مکنکه ترا این سبب گرمی بازار شود
چون شود بر سر آزار من، اینش غرض استکه شکایت کنم و موجب آزار شود
چون کسی بگذرد از کوی تو، میرم که مبادبیند آن سلسله زلف و گرفتار شود
سبحه در کف چو کنم سجده آن بت میلیتار تسبیح مرا رشته زنّار شود