شمارهٔ ۱۰۷
مستی از لعل شراب آلود او معلوم شدوز خمار چشم خواب آلود او معلوم شد
بدگمان، با دیگری دارد گمان عشق مناز سخنهای عتاب آلود او معلوم شد
کرده او را اضطرابم آگه از عشق نهاناز نگههای حجاب آلود او معلوم شد
داشت بیم از مدّعی، چون بود با من در سخناز حدیث اضطراب آلود او معلوم شد
از خرابات آمد امشب میلی بی پا و سراز سراپای شراب آلود او معلوم شد