گنج

شمارهٔ ۱۰۵

۵ بیت
دعای عمر به این صید مبتلا چه کندبه نیم کشته تیغ اجل، دعا چه کند
ز اختلاط منش می‌شود حیا مانعولی به جذبه عشقی چنین، حیا چه کند
به نا امید دل من، که آزمود ترافریب وعده وصل تو بی‌وفا چه کند
ستمگری که فزاید زمان زمان نازشبه او امید دل آرزو فزا چه کند
وصال هم نزد آبی بر آتش میلیتو خود بگو که به این درد بی‌دوا چه کند