شمارهٔ ۸ - مدح امیر ماهو
ماهو آن سید ستوده خصالباشد آهسته طبع در همه حال
مایه دانش است پنداریهست مستی او چو هشیاری
ذات دانا و طبع برنا نیستمثل او هیچ تیز و دانا نیست
در همه کارها کند انجاحنبود مثل او به هزل و مزاح
شه چو از حال او خبر داردهر زمانش عزیز تر دارد
بنهد بد سگال را گردنگرچه خو دارد او فرو خوردن
می کند نرم نرم کوشش خویشمی کند آشکاره جوشش خویش
دلش ار گه گهی گران گردددر سر او همیشه آن گردد
که بود جاهش از دگر کس بیشداردش شه عزیز و خاصه خویش
برتر از دست خود نخواهد کسعیب او این توان نهادن و بس
از همه چیز جاه دارد دوستاین ز اصل بزرگ و همت اوست