شمارهٔ ۲۲ - صفت ماهوک رقاص
ماهُوَک در میان چو در گرددمجلس از خرّمی دگر گردد
طقطق پای او چو برخیزدشادی و لهو در هم آمیزد
بس نشاطی و مجلسی طیبی استعیش را و نشاط را سببی است
مادرِ قحبه را نکو خلف استروسپیزاده را نکو علف است
نرخری گر به پشت مادهخریبر جهد و افتدش بر او نظری
باز ماند دو دست او از کارآب گیرد دهانش در شلوار
بوالفضایل بر او نهد دیدهراست چون مردمان نادیده