گنج

شمارهٔ ۲۰ - صفت پری بانی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۶ بیت
پری خوش خط ار به رنگ ربابرانده جمع مطربان همه آب
قمری مجلسی است و بلبل بزمبشکفاند نوای او گل بزم
کرد جعد سیاه مرغولانبهر مهر و ستیزه دولان
در سرود حزین که برداردلب و دندان او شکر بارد
هیچ عیب اندرو نمی دانمنکته ای زین سبب نمی رانم
آنکه گوید که او سفر کردستسوی چالندر او گذر کردست
در رواق منقش سر چاهمست ماندست خفته در خرگاه
چون گریبان به ناز بگشادستعامل او را سه توله زر دادست
روز دیگر عتابها کردستسعد و کرا به یاری آوردست
با لب ریش بسته بنشسته استبازمانده ست و چنگ پیوسته ست
محملی بسته است و خوش گشته ستاز سر آن حدیث نگذشته ست
این دروغ چنین چرا گویمرنج آن نازنین چرا جویم
هر که او آن لب و دهان بیندآن کمرگاه و آن میان بیند
بر تن او به بد گمان نبردور برد زو بدان که جان نبرد
بر میان تیر کاریی داردسخت محکم گذاریی دارد
گر زند هیچگونه بر دیوارآتش اندر زند به موی زهار