شمارهٔ ۱۶ - صفت علی نایی
از دگر سو علی به نغمه نایدل برانگیزد ای شگفت ز جای
دارد از جنس جنس دمدمه هاآرد از نوع نوع زمزمه ها
می زند نای و تنگ می جوشدبه هوا روی عقل می پوشد
با دل خویشتن همی گویدکه غم از جان من چه می جوید
عشق و رنج محمد ناییمر مرا گشت اینت رسوایی
چه زند آخر او را که من نزنماگر او هست مرد من نه زنم
دل چرا بیهده دژم دارمنه ز کس دستگاه کم دارم
من به خانه چرا نه بنشینمتوبه با صلاح بگزینم
کار بی ورز و بی وبال کنمکسب خویش از ره حلال کنم
که اگر سیم ها به سود دهمنعمتی زین طریق زود نهم
باطن این گوید و به ظاهر بازصد تضرع فزون کند ز آغاز
آنکه در حکم او بود شب و روزبرفشاند به روی گنبد گوز
آب بی روی وی نیارد خوردپیش او هیچ از این نیارد کرد