شمارهٔ ۹۷ - ستایش
ملکا بنشین بر تخت به کاممی مشکین خور در زرین جام
هیبت سوزان خود خنجر توستبر مکش خنجر زرین ز نیام
حشمت عدل علایی به جهانقهرمان تو تمام است تمام
مر تو را چرخ مطیع است مطیعمر تو را دهر غلام است غلام
مملکت بر تو حلال است حلالبر همه جز تو حرام است حرام
وآنکه از شاهان جز چاکر توستدر همه عصر کدام است کدام
طالعی داری مسعود به قالزآنکه تو شاهی مسعود بنام
تا بود تخت تو بر تخت نشینتا بود ملک تو در ملک خرام