گنج

شمارهٔ ۹ - به خواجه ابوالقاسم فرستاده

خواجه ابوالقاسم ای بزرگ اصیلغم معشوقه هیچ کمتر هست
هستی آگه ز حال کآن خاتونجز تو آنجاش یار دیگر هست
در وفای تو گر خورد سوگندکه نخورده ست . . . باور هست
شادی وصل او که خواهی یافتبا غم هجر او برابر هست
راههایی که او زند بر چنگیاد داری و هیچت از بر هست
برد خواهیش هیچ راه آوردزین معانیت هیچ در سر هست
آمدن در خورت نبود اینجابازگشتنت هیچ در خور هست