گنج

شمارهٔ ۱۲ - تأسف بر سپید شدن موی

مویم آخر جز از سپید نگشتگرچه اول جز از سیاه نرست
رنگ آن سرخ هم نشد گر چندمردم آن را به خون دیده بشست
مرد را چون سپید گردد مویتن چو موی سپید گردد سست
نادرستی بودش رنگ دومچون درستیش بود رنگ نخست
تن بنه مرگ را حرص خلوداز دل خویشتن برون کن چست
موی چون نادرست گشت بدانکه نمانده است جای موی درست
دوزخ جاودانه جست آن کسکز جهانی عمر جاودانی جست
پند این مستمند بشنو نیکدل بر آن نه که آن سعادت توست