شمارهٔ ۷۷ - هم در مدح او
تا در جهان مکین و مکان باشدبهرامشاه شاه جهان باشد
شاه شهاب تیر که دستش راقوس قزح سزد که کمان باشد
باشد جهان پیر جوان تا اوبا رای پیر و بخت جوان باشد
صد یک ز مدح او نشود گفتهگر در دهان هزار زبان باشد
شاید که رخش باد تک او رانصرت رکاب و فتح عنان باشد
او را چو در نبرد برانگیزدناوردگاه چرخ کیان باشد
ای خسروی که ملک تو در گیتیچون قرص آفتاب عیان باشد
آن پادشاه تویی که برای تودر شخص پادشاهی جان باشد
صاحب قران تو باشی در گیتیتا در سپهر حکم قران باشد
هر ساعتی ز دولت پایندهدر ملک تو هزار نشان باشد
تا چرخ هر چه خواهد بنمایداز چرخ هر چه خواهی آن باشد
حکم تو بر زمانه بود نافذامر تو بر ملوک روان باشد