گنج

بخش ۴۱ - کشته شدن خرد و وتراسرا نیز و چهارده هزار دیو از دست رام

غریوان بر ارابه خر به پیکارروان شد همچو توپ صاعقه بار
نمایان از ارابه بیرق اوچه بیرق، بادبان زورق ا و
دو خر با لشکر از حد عدد بیشهراول گشت در فوج بد اندیش
ز یکسو بر سراپا فوج چون تاختتو گویی چرخ را خواهد برانداخت
ز بس برخاست گرد گیتی اندایزمین را شاخ گاو چرخ شد جای
سپرده رام سیتا را به لچمنچو خور تنها زده بر قلب دشمن
ز شست تیر دلدوز آن صف آراقفس می کرد مرغان هوا را
به هر تیرش هزاران دیو نخ جیربدینسان زد به دیوان چارده تیر
چو خر دانست کز تیر آشکارادو خر را کشت رام و ترسرا را
به قصد رام آمد تند چون باداجل خود صید را آرد به صیاد
رسولی بود هر یک بیلک رامکه می داد از زبان مرگ پیغام
ز عکس کرگسان چرخ پروازشده روی زمین چون سینۀ باز
چوتیری کش کشاد آن شرزه از شستبه فرق دیو برق خرد بشکست
پس از برق ارابه شد نگون فرقشکست بادبان کشتی کند غرق
چو خر را کشت جمشید عدو بندگریزان برد از و جان دیوکی چند
شده همراه خواهر پیش راونبه لنکا داد خواه از رام و لچمن