گنج

شمارهٔ ۲۶

۹ بیت
تا چند آب حسرتم از چشم تر چکدخون‌آبه لاله لاله ز داغ جگر چکد
بنمای رخ چو شمع که با صد هزار شوقپروانه‌وار شعله‌ام از بال و پر چکد
تا غمزه‌ تو در تب و تابم فکنده‌استاز پیکرم به جای عرق نیشتر چکد
در جانم آتشی‌است که پیکان غمزه‌اتتا در دلم نشسته به روی جگر چکد
گردد دعای صبح تو البته مستجابگر نیم قطره اشک تو وقت سحر چکد
گفتم به ضبط گریه خبردار خود شومغافل که اشک تنگ‌دلان بی‌خبر چکد
یک شهر را به تهمت خود کرده مبتلااشکم ز بس که در طلبت در به در چکد
گلزار عیش یاد وطن آب می‌دهدخون‌آبه‌ای کز آبله ها در سفر چکد
مجذوب راز عشرت گلزار خوش‌تر استآن جا که خون دیده ما پیش‌تر چکد