گنج

شمارهٔ ۲۴۲

۹ بیت
عیش عیش ما باشد گر تو یار ما باشیمی دهی و می نوشی رازدار ما باشی
ما چنان که می‌خواهی با تو صاف و یک‌رنگیمیا علی تو هم با ما از قرار ما باشی
طرز دوستی جانا این چنین نمی‌باشدبهترک از این باید غم‌گسار ما باشی
ما بلای غربت را در وطن چرا بینیمتا به کی ز ما غافل در دیار ما باشی
وعده را وفا کردن شیوه کریمان استگر نرفته از یادت قرض‌دار ما باشی
گفته‌اند دل‌ها را هست سوی هم راهیاز قرار این باید بیقرار ما باشی
از خدا تو را یارا ما جدا نمی‌دانیمیار ما خدا باشد چون تو یار ما باشی
آفتاب محشر هم سایه از تو می‌جویدسایه برمدار از ما تا حصار ما باشی
مطلب تو را درخواست می‌کنیم ما مجذوببا دعا تو هم باید دست یار ما باشی