شمارهٔ ۲۲۴
ای نه فلک از بحر عطای تو حبابیوی هشت بهشت از چمن لطف تو بابی
با مهر رخت آتش موسی سر شمعیبا لطف لبت آب خضر موج سرابی
در صفحه انشای تو هر نکته حکیمیدر دفتر ابداع تو هر حرف کتابی
خورشید جهانتاب بود ذرّه مهرتدریاست ز بحر کرمت قطرهٔ آبی
هم بحر فلک پر کنی از درّ کواکبهم گوهر غلتان کنی از قطرهٔ آبی
بر درگه تعظیم تو هر سجده گناهیدر جلوهگه لطف تو هر جرم ثوابی
با هستی بیچون تو کونین خیالیبا مستی عشق تو خرد صورت خوابی
تابان ز جمال تو به هر ذرّه شعاعیباران ز عطای تو به هر قطره سحابی
یا رب ز کرم باز ببخشای به مجذوبباشد ز ثنای تو کند شرم و حجابی