گنج

شمارهٔ ۱۶۳

۱۰ بیت
مستیم و گنه‌کار و به جز آه نداریمباک از عسس و محتسب و شاه نداریم
بی‌باک و سراسر رو و رندیم و نظربازدر دل هوسی جز رخ چون ماه نداریم
جاهی که زوالش نبود دولت فقر استآن نیست که ما دوستی جاه نداریم
شهری که در او دولت و اقبال فروشندنزدیک تر از ملک سحرگاه نداریم
داریم به توفیق خدا سلطنت فقرما رشک به درویش و شهنشاه نداریم
کین در دل ما نیست مگر با دل پرکیندر سینه به غیر از دل آگاه نداریم
احوال ره از عقل و جنون هر دو گرفتمنزدیک‌تر از راه جنون راه نداریم
تنهاست جنون گر همه کوه است و بیابانناامن‌تر از راه خرد راه نداریم
بر دامن تشریف بلندش نرسد دستتا دست امید از همه کوتاه نداریم
مجذوب در شاه کرم خاک مراد استامید به غیر از کرم شاه نداریم