گنج

شمارهٔ ۱۴۹

۱۰ بیت
از رقیبم گر شنیدی توبه از می کرده‌امکذبُ تهمت افترا بهتان کجا کی کرده‌ام
کی تواند دور از این در سازدم فکر رقیببیش از او این کوچه‌ها را پیش از او طی کرده‌ام
چون به جام باده بگزینم غم ایام رامن که دفع این بلا پیوسته از می کرده‌ام
لعل سیر‌آب یقین میبخشدم آب حیاتعمرها در ظلمت شب ذکر یا حی کرده‌ام
تا دلم گردیده صاف از دولت خاک درتکی نظر بر جام جم یا افسر کی کرده‌ام
گر دمادم چشم مستت ساغرم بخشد رواستسجدهٔ محراب آن اَبرو پیاپی کرده‌ام
گر سلامت رخت بر منزل کشیدم دور نیستبادپایی چون هوس را در رهش پی کرده‌ام
کافر بخشنده هم ساقی ز آتش ایمن استمی بده تحقیق حال حاتم طی کرده‌ام
نالهٔ بی‌پرده را مطرب نوای دیگر استبارها این نکته را تحقیق از نی کرده‌ام
توبه از می گر کنی مجذوب تکلیفم مکنگوش بر حرف پریشان تو من کی کرده‌ام