شمارهٔ ۱۲۴
برگ بنفشه بر ورق لاله چیده خطیا عارضت به خون شقایق کشیده خط
پیوسته با زلال لبت سبز و خرم استچون خضر تا به چشمه حیوان کشیده خط
زلفت ز گرد غالیه بر گل نهاده خالحسنت به گرد ماه ز عنبر کشیده خط
خواهد نوشت گلشن رازی به خط خویشبر صفحه جمال تو مسطّر کشیده خط
خط حسن را حصار کند از نگاه غیرهندو به گرد آتش از آن رو کشیده خط
عاشق دعای خط تو البته میکندراه نگاه بوالهوسان را بریده خط
تا منشی صباح نویسد برات فیضبر صفحه سپهر کشد تا سفیده خط
باشند دوستان تو چون گل شکفتهروخصم تو چون شفق کشد از خون دیده خط
مجذوب در ازل خط آزادیت نوشتآن کو بدست قدرت خود آفریده خط