گنج

شمارهٔ ۱۰۲

۱۰ بیت
مستان شود به خانه زین آشیانه سازروی زمینِ زخلق تهی خانه خانه ساز
از پیکرم هنوز کفی استخوان به جاستخواهی در آتش افکن و خواهی نشانه ساز
با قاصدم عتاب و اگر لطف میکنیتا می‌رسد به زودی زودش روانه ساز
باری به رغم غیر که هم‌دوش میروددستی به دوش من نه و مستی بهانه ساز
طول امل موافق طبع زمانه نیستگر ساز عیش میطلبی با زمانه ساز
قانع نشین و گوشه غم را به یاد دوسترشک هزار انجمن خسروانه ساز
خواهی که بر رخت در میخانه وا کنندروشن چراغ دیده از این آستانه ساز
عمر تو را فنا و عدم در میان گرفتیعنی تو کار هر دو جهان در میانه ساز
منعم مگر که توشه فردا به زر خریدسودی ز رشک نیست تو اشکی روانه ساز
مجذوب ترک صومعه و دام و دانه کنهر جا که خاطرت بکشد آشیانه ساز