گنج

شمارهٔ ۱۶

۲ بیت
گفتم که: لبم به بوسه‌ای مهمان استگفتا که: بهای بوسه من جان است
عقل آمد و، در پهلوی من زد انگشتیعنی که: خموش، بیع کن، ارزان است